کولا برونیون | رومن رولان | فرهاد غبرایی | انتشارات نیلوفر | چاپ دوم، 1364 | 450 ریال | 304 صفحه، رقعی
***
هیچ روزگاری غمانگیز نیست، برخی آدمها غمانگیزند. | ص 19
*
که میتواند روزی دریابد که برای چه میجنگند؟ دیروز برای شاه، امروز برای اتحاد. گاهی لباده پوشان، گاهی پروتستانها، همه فرقهها همسنگ هم، و بهترینشان نه لایق طنابی که به دارش بیاویزند. ما را چه تفاوت که این دزد یا آن یک در دربار بنشیند. | ص 28
*
خدایا تو آزادم آفریدی. من نیز آزادی تو را محترم میشمارم. اما بنگر این فرومایگان میخواهند پا در دایره تو بگذارم، از زبان تو سخن گویم، بگویم چگونه میخواهی تو را فروخورند و هر آنکه تو را به گونهای دیگر خورد، دشمن تو و خود به شمار آرم!... | ص 29
*
زنان تنها آنچه را که نمیدانند پنهان میکنند. | ص 31
*
در زندگی عاقلانهتر این است که با بدجنسها خوب باشی تا بد. | ص 39
*
- وقتی میان دیوانگان باشی، خدا میداند در تنت چه میگذرد که به گرگی بدل میشوی!
+ محال است که میان جمع باشی و با آنها یکی نشوی. صد فرزانه، باهم، دیوانهاند و صد بره، گرگ... | ص 45
*
وقتی به انتها رسیده باشی، گذشته، گذشته است، انگار چیزی برما نگذشته است. | ص 131
*
همیشه مفعول قانون زیردستانند و دیگران واضع آن. | ص 139
*
هرکس به حرفه خویش، برخی میخورند و دیگران... خورده میشوند. سیاست فن خوردن است. | ص 145
*
بنی آدم چندان والا نیست. باید همانسان که هست پذیرفتش. خدا او را ساخته و در این ساختن چیزی نباخته است. | ص 171
*
انسان هیچ نیست، اثر است که مقدس است. آنکه اندیشه را میکُشد سه بار آدمکش است! | ص 197
*
من آنم که خواهم بود و نه آنکه خواهد بود. | ص 198
*
آنکه از جانش به دفاع برنخیزد، حقی برآن ندارد! | ص 211
*
این یهودا مارا فروخته، ما و اموال مارا. اما چه کنیم! کاری نمیتوان کرد. قانون با اوست، قدرت با اوست، و مامورین نیز در اختیارش. | ص 214
*
آنچه از همگان انسانی واحد میسازد، دشمن است. | ص 236
*
چه دلداری زیبایی! روزگارت سیاه باشد و این و آن بکوشند برای شادمان کردنت، ثابت کنند که بیش از هرچیز، ابلهی! | ص 266
*
در دوران ما، از آن چیزی که انسانها را یگانه میکند، اثری نیست: خانه، خانواده و دین هرکه خود را محق میداند، و هرکه برای خود روزگار میگذراند. | ص 290

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر