۳۰.۵.۹۲

زندگی گالیله


زندگی گالیله | برتولت برشت | عبدالرحیم احمدی | نشر نیلوفر | چاپ هشتم 1390 | 6500 تومان | 285 صفحه، رقعی
***

ساگردو: گالیله، می‌بینم که به راه خطرناکی می‌روی. شبی که انسان حقیقت را کشف می‌کند، برایش شب شومی است. لحظه‌ای که انسان به عقل نوع بشر ایمان می‌آورد، لحظه خیرگی است. عاقبت کسی که در این نور خیره‌کننده به‌جای چشم بستن با چشم باز حرکت کند،  چیست؟ هیچ؛ به چاه افتادن. چطور صاحبان قدرت کسی را که بر حقیقت آگاه است ـ هر چند حقیقتی باشد در دورترین ستاره‌ها ـ آزاد می گذارند؟ | ص 163
*
حقیقت فرزند زمان است نه فرزند مقامات. | ص 175
*
برد با من نبود، با عقل بود. | ص196
*
باید با زمان خود پیش رفت. همه‌اش نمی‌شود در طول ساحل راه رفت، یک‌بار هم باید دل به دریا زد. | ص 199
*
ببینید آقایان، ممکن است که انسان حرکت ستارگان را بد بفهمد، ولی این امکان هم هست که انجیل را بد بفهمد! | ص 204
*
ریشه اعتقاد آنجا خشک می‌شود که بخواهند تحمیلش کنند. | ص 205
*
حقیقت همان اندازه رایج خواهد شد که ما رواجش بدهیم. پیروزی عقل چیزی نیست جز پیروزی عقلا. | ص 217
*
آنکه حقیقت را نمی‌داند فقط بی‌شعور است، اما آنکه حقیقت را می‌داند و آن را دروغ می‌نامد، تبهکار است. | ص 221
*
یکی از علل فقر علوم، اغلب تصور بسیار دانستن است. هدفشان این نیست که به روی حکومت بی‌پایان در بگشایند بلکه می‌خواهند بر خطای بی‌پایان نقطه ختمی بگذارند. | ص 226
*
من می‌توانم به‌جای آنکه آثارم را برای گروه معدودی به زبان لاتین بنویسم، به زبان عامه مردم بنویسم. برای افکار جدید، ما به مردمی احتیاج داریم که با دست‌هاشان کار می‌کنند. وگرنه کیست که آرزوی دانستن علل همه چیز را داشته باشد؟ آنهایی که نان را فقط سر سفره می‌بینند، هرگز نمی‌خواهند بدانند چطور پخته می‌شود. چنین موجوداتی بیشتر ترجیح می‌دهند خدا را شکر بگزارند تا نانوا را. اما کسانی که نان می‌پزند می‌دانند که هیچ‌چیز حرکت نمی‌کند مگر اینکه به حرکتش آورده باشند. | ص 233
*
شما که به عرصه مشاهده پا می‌گذارید، دامن امید را رها کنید. | ص 235
*
آندره‌آ: بدبخت کشوری که قهرمان ندارد.
گالیله: بدبخت کشوری که به قهرمان احتیاج دارد. | ص 263
*
شاهزاده‌ها و کشیش‌ها و مالکان بزرگ، اکثریت مردم را در پس پرده‌ای از خرافات و حرف‌های کهنه نگاه داشته‌اند؛ این پوشش ظاهر آراسته دسیسه‌های آنها را پنهان می‌کند. قدمت فقر مردم به قدمت عمر کوه‌ها می‌رسد. از بالای منابر ندا درمی‌دهند که فقر مثل کوه پابرجاست. هنر جدید شک ما مردم را شیفته می‌کرد. | ص 277
*
به عقیده من تنها هدف علم در این است: سبک کردن بار زندگی انسان. | ص 278
*
گرداب بین آدم‌ها و شما [دانشمندان] ممکن است روزی چندان وسیع شود که در جواب فریاد شادی شما در قبال پیروزی جدید، فریاد وحشتی از سراسر جهان بلند بشود. | ص 278
*
علمای مذهبی ناقوس‌های خود را دارند و ما خنده‌هایمان را.
*
آندره‌آ به گالیله: ما گفتیم که دست‌های شما آلوده است و شما می‌گوئید دست‌های آلوده به از دست‌های خالی!
*
طی چهل سال عمل و رفتار آدم‌ها به من یاد داد که آنها میانه‌ای با عقل ندارند. دم سرخ رنگ ستاره‌ی دنباله‌ داری را به آنها نشان بده، دل‌شان را از ترس پر کن، می‌بینی که آشفته و سراسیمه از خانه‌هاشان بیرون می‌ریزند، و درهم بر هم چنان می‌دوند که قلم پاشان بشکند. ولی بیا و به آن‌ها حرف معقولی بزن، و به هزار دلیل ثابتش کن، می‌بینی که فقط به ریشت می‌خندند.
*
بازرس: اصلا چه نیازی به قوانین جدید درباره سقوط اجسام هست وقتی در کشوری فقط قوانین به زانو افتادن مهم و معتبر باشند؟

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر